یک متخصص و یک دردجانسوز

نويسنده: سهيلا کميجانی

سه شنبه، 5 تير 1386، ساعت 14:2

با سلام
به طور اتفاقی وبلاگتون رو ديدم.

پدر من صفی اله کميجانی فرزند موسی کميجانی و کوکب باقری است.

او معلم است در كميجان زندگي كرده ودرروستاها اطرافش معلم بوده است.بعد تا ۱ سال پيش در اراک زندگی می کرديم.مدت ۱ سال است به تهران آمديم.به خاطر خواهرم.من و خواهرم دوقلو هستيم .اسمش سالومه است. هر دو مهندس کامپيوتر هستيم.خواهرم برنامه نويس طراح سايت حرفه ای بود.او در دو تا از بهترين دانشگاه هاي مالزی براي ادامه تحصيل پذيرش گرفته بود و قرار بود خرداد ماه به مالزي رود.او دختري بود مهربان و مومن.مدت يك ترم در دانشگاه آزاد كميجان درس مي داد و نيز مربي و مدير آموزشگاه كامپيوتر (موسس آقاي عيسي آبادي) بود.متاسفانه ۳ ماهه پيش در حالي كه داشت به محل كار خود مي رفت تصادف كرد و فوت كرد.او بسيار دختر فعال با پشتكار و باهوشي بود.بي ادبي كردم و درد و دلي براي شما همشهري عزيز كردم.چرا كه مي خواستم براي شما بنويسم كه اگر چه ما در كميجان زندگي نمي كنيم ولي به خاطر علاقه ما و پدرم به وطنمون خواستم بدونيد كه كميجاني ها هر جا باشند موفقند.در ضمن هر مكان مقدسي كه رفتيد براي خواهر من هم دعا كنيد و نيز در وبلاگتون نيز يادش كنيد.ممنونم

صفی الله کمیجانی همشاگردی و همکلاسی من بود در دوران ابتدایی و دبیرستان و بعد از آن همکار برادرم اکبر شد در آموزش و پرورش . با همسرش هم آشنایی داشتیم و ایندو در کمیجان معلم بودند . دختری داشتند بنام سالومه که بسیار دختر شیرین و بامزه ای بود .

اینان در کمیجان و در خانه قدیمی پدرشان موسی مرادی زندگی میکردند .

یکروز که کوکب خانم مادر صفی الله در حال پختن نان بود ،‌ناگهان در اثر یک لحظه غفلت ، سالومه در تنور می افتد و تا به نجاتش بشتابند آن دختر شیرین زبان سوخت و جان به جان آفرین تسلیم نمود .

این درد چنان جانسوز بود که حتی دوستان و آشنایان صفی الله را نیز بشدت متالم و غمگین نمود چه برسد به خود او و همسرش که دیگر تاب تحمل آن فضا را نداشتند و به اراک مهاجرت نمودند و ارتباط ما با آنها دیگر قطع شد .

بنا به روایت دوستان و آشنایان آندو در اراک صاحب دو دختر دوقل شدند که نام اولی را سالومه و دومی را سهیلا گذاشتند .

دخترانی باهوش و زحمتکش و درسخوان که هر دو بدانشگاه راه یافتند و زمانی که سالومه پس از اتمام دروس دوره کارشناسی ارشد برای ادامه تحصیل عازم مالزی بود در راه محل کارش در نزدیکی پل گیشا در اثر تصادف جان باخت .

روانش شاد و آرامش و صبر نصیب بازماندگانش باد .

/ 3 نظر / 19 بازدید
آگهيهای داتيسا

سلام سايت داتيسا- سايت آگهيهای تبليغاتی - برای معرفی خدمات و درج نیازمندیهای شما رایگان شد .... وبلاگ: datissa_ads.persianblog.ir حتما سر بزنید

علی

سلام.من هم متاسفم.من ساکن تهرانم اتفاقی سایتو دیدم من نخبه کشوری هستم

میم کمیجانی

سلام . اول که از سایت زیبا و کار امد شما تشکر می کنم . دوم برای همشهری عزیزم متاسف شدم امید وارم که خدای بزرگ برروح پاکش رحمت کند و خانواده اش را قرین لطف خود قرار دهد آقای m کمیجانی کمی به روز تر باشید میم از جزیره لاوان